عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

360

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

شهر به شهر . و معلوم است كه پيغامبران خدا و اولياء اين كار را نشايند كه ايشان بكارى ديگر ازين شريفتر و عظيمتر مشغول‌اند - پس خليل كه در دعاء تعميم نكرد ازين جهت بود ، و اللَّه اعلم . وَ أَرِنا مَناسِكَنا - بكسر راه و اختلاس آن و اسكان آن هر سه خوانده‌اند : - سكون قراءت مكى و يعقوب است ، و اختلاس قراءت ابو عمرو ، و كسر راء قراءت باقى ، و معنى آنست كه با ما نماى و در ما آموز مناسك حج ما و معالم آن كه چون كنيم ، و ترا به آن چون پرستيم ، مناسك جمع است و يكى از آن منسك گويند و منسك گويند بفتح سين و كسر سين ، چون بفتح گويى عين نسك است احرام گرفتن و وقوف كردن و سعى و طواف كردن و جمار انداختن و بدنه گشتن . « منسك » بكسر سين جايگاه نسك است احرام را ميقات ، و وقوف را عرفات ، و نحر را منا و سعى را صفا و مروه و طواف را خانه ، و رمى جمار را سه جاى بسه عقبه ، چون ايشان دعا كردند اللَّه تعالى اجابت كرد دعاى ايشان ، و جبرئيل را فرستاد تا مناسك حج ايشان را در آموخت . آن گه رب العالمين جل جلاله ابراهيم را فرمود كه جهانيان را بر زيارت خانهء من خوان . فذلك قوله تعالى وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ . . . - ابراهيم گفت - خداوندا جهانيان آواز من چگونه شنوند ؟ و ايشان از من دورند و آواز من ضعيف . اللَّه گفت - عليك النداء و على الاسماع و الإبلاغ - يا ابراهيم بر تو آنست كه بر خوانى و بر من آنست كه برسانم و بشنوانم . فعلا ابراهيم جبل ابى قبيس و نادى - ايها الناس ، الا انّ ربكم قد بنى بيتا فحجّوه فاسمع اللَّه تعالى ذلك فى اصلاب الرجال و ارحام النساء ، و ما بين المشرق و المغرب و البر و البحر ، ممن سبق فى علم اللَّه سبحانه انه يحجّ الى يوم القيمة ، فاجابه لبيّك ، اللهم لبّيك گفته‌اند كس بود كه يك بار اجابت كرد حكم اللَّه چنانست كه يك بار حج كند در عمر خويش و كس بود كه دو بار اجابت كرد ، دو بار حج كند ، و كس بود كه سه بار و كس بود كه بيشتر ، پس به قدر اجابت و تلبيه خويش هر كس حج كند تا بقيامت ، و كس بود كه آن را بتلبية اجابت نكرد حكم خداى عز و جل چنانست كه وى در عمر